غربت
چشم من غربت او را فهمید
و به رویاها برد
او ولی حادثه ای پنهان بود
بی صدا پیدا شد
و غریبانه فراموشم کرد
و به رویاها برد
او ولی حادثه ای پنهان بود
بی صدا پیدا شد
و غریبانه فراموشم کرد
اینم شعر مورد علاقه عسل خانوم که به من لطف داشتن
+ نوشته شده در سه شنبه 20 تیر1385ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط مهرزاد
|
