می خوام از این قفس رها شم
من باید پر بزنم رها بشم
من باید از این قفس جدا بشم
رو زمین فقط فریبه و ریا
نباید اسیر این هوا بشم
من می خوام سکوت شهرو بشکنم
با تموم ابرا همصدا بشم
وقت رد شدن از آسمون شهر
با همه کفترا آشنا بشم
برم از اینجا به تازگی دشت
شب تا صب همنفس دعا بشم
پا بذارم تو مسیر کهکشون
همدم و همقدم خدا بشم
دیگه من هوای موندن ندارم
من باید راهی قله ها بشم
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط مهرزاد
|